السيد الطباطبائي

56

قرآن در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )

مانند آياتى كه تجسم و آمدن و نشستن و رضا و سخط و تأسف و ساير لوازم ماديت را به خدا نسبت مىدهند و آياتى كه نسبت معصيت به فرستادگان خدا و پيغمبران معصوم مىدهند . اين مذهب به اندازه‌اى عملا دائر شده كه فعلا لفظ « تأويل » در معنى خلاف ظاهر يك حقيقت ثانيه گشته است و تأويل آيات قرآنى در مخاصمه‌هاى كلامى يعنى صرف كلام از ظاهرش ، و حمل آن بر خلاف ظاهر بواسطه دليل بنام تأويل روشى دائر گرديده با اينكه خود اين روش خالى از تناقض نيست « 1 » . اين قول نيز با اينكه شهرت بسزائى دارد درست نيست و بآيات قرآنى منطبق نمىشود زيرا : اولا - آيه سوره اعراف « هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ » و آيه سوره يونس « بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ » كه در فصل گذشته نقل شدند ظاهرند در اينكه همه قرآن تأويل دارد نه تنها آيات متشابهه چنان كه بناى اين

--> ( 1 ) زيرا بيان معنى تأويل با اعتراف به اينكه جز خدا كسى معنى تأويلى را نداند مناقض است ولى اينان بعنوان احتمال ذكر مىكنند .